گودی قتلگاه

خرید بک لینک

بسم الله الذی خلق النور من النور

السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

گر عقل پشت حرف دل، اما نمیگذاشت

تردید پا به خلوت دنیا نمیگذاشت

از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست

میشد گذشت... وسوسه اما نمیگذاشت

این قدر اگر معطل پرسش نمیشدم

شاید قطار عشق مرا جا نمیگذاشت

دنیا مرا فروخت ولی کاش دستکم

چون بردگان مرا به تماشا نمیگذاشت

شاید اگر تو نیز به دریا نمیزدی

هرگز به این جزیره کسی پا نمیگذاشت

گر عقل در جدال جنون، مرد جنگ بود

ما را در این مبارزه تنها نمیگذاشت

ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین

در خون مرا به حال خودم وا نمیگذاشت

ما داغدار بوسهی وصلیم چون دو شمع

ای کاش عشق سر به سر ما نمیگذاشت

" غزل عاشقانه فاضل نظری در محضر رهبر انقلاب "

...

...

نوشته بود ؛ اگر دلش را نداری ، نبین !

دیدم و سوختم و سوختم وسوختم !

نوشته بود از بچه های بسیجی کرمان ِ

تیر خورده بود و بی حال افتاده بود !

زنا زاده های داعشی تازه آن محله را گرفته بودند ، مثل ِ سگ پارس میکردند ؛

لابه لای وق وق شان کلمه ی قصاص را می شنیدم ...

بالای سر بسیجی آمدند ...

...

اینجا کربلاست ؛

آه آه آه

اینجا هرم عطش نمی سوزاندمان !

اینجا فقط غم عشق است که خون جگرمان را به لب مان میرساند !

آه خدای من ...

اینجا کربلاست ، صدای مرا از بالای گودی قتلگاه میشنوید ؛

بسیجی کرمانی ؟!

نه ؟؟؟؟

این سید الشهداست که خون ِ زیادی از بدنش رفته ،

بی حال شده است !

خاک بر دهانم ...

آه و واویلا

...

وقتی که دیدی آنوقت میفهمی در گودی قتلگاه چه گذشت ...

خاک بر دهانم

زنا زاده بر روی سینه ی امام نشست ....

هر که هر چه در توان دارد ، ضربه می زند ...

آه حسین جاااااااااااااااااااااااااان ...

قربان لب عطشان ات

قربان مظلومیتت

قربان آن همه مهربانیت

قربان همه ی شهدایی که سرشان را بر بالین گرفتی ، اما هیچ کسی نبود که سر شما را بر بالین بگیرد

هیچ کسی نبود تا یاری ات بدهد ...

آه حسین جان ...

مظلوم من ...

مرا دریاب ...


جزيره ي مجنون...

ما را در سایت جزيره ي مجنون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 17:23

صفحه بندی